کنجه خونه نشستیو درو رو دنیا بستیو از بس شکایت میکنی
به مردن عادت میکنی هی میگی تقدیر منه نمیگی تقصیر منه
تو این وسط چیکاره ای که عمریه اواره ای بهش میگم بسه دیگه
چی کار داری کی چی میگه نذار خودتو سر کار
انگار نه انگار
میگم هنوز دیر نشده هنوز دلت پیر نشده پاشو و دست رو دست نذار
انگار نه انگار
توی گذشته موندیو هی دلتو سوزوندیو هر چی میگم بخند یه بار
انگار نه انگار
انگار همه بیکارنو دشمنی با تو دارنو همش با تو بد میکنن راه ترو سد میکنن
اینا همش بهونته کارای بچگونته
چشمو دلت تا نبینه
صد سال دیگه هم همینه
این دیگه حرف اخره
عمر تو داره میگذره
تموم که شد به روت نیار
انگار نه انگار
گفتی میرم....
از دیدن یادگاری دلم میگیره اگه تو نیای این دل بی تو میمیره
هنوز صدای خندت تو گوشمه اون حرفا که بهم میزدی بی بهونه
این دلمه که واست میخونه از اون کارهایی که کرده پشیمونه
بیا بیا عزیزم برگرد خونه این زندگیمه که بی تو یه زندونه
دل من تنگه برات بیا هنوز هستم عاشق اون نگات
ضربان قلبت میخوام بشم فدات
خوب دیگه این هم رسمشه نمیخوام عشقم ازم خسته شه
حالا وقتشه قبل از اینکه شب بشه دستم تو دستشه
بهش میگم حرفام یه خواهش امیدوارم دوست داشتنت کم نشه
دیگه دارم میمیرم بیا پیشم عزیزم از تنها بودن تو دنیا من که خیری ندیدم یه روزی گفتی
میرم پشته سرمو نمیبینم گفتی موندن محال با تو بودن خیال تو که تنهام گذاشتی رو قلبم پا گذاشتی
اما پشته سرت پلی روبرا برگشت نذاشتی
دوباره میگم از دل تنهام توی بازی عاشقی گوش به زنگم که یه وقت از دست ندم گل نازو قشنگم
اخه بسته دیگه دو رنگی تو که میخوای بجنگی حیفه عکسای رنگی خوبه واسه قشنگی
یادت نره اون همه خاطره ببین چه راحت از دستت دادم خوشگله
عقب افتادم از این غافله بینمون بی تو شده کلی فاصله
داره کم رنگ میشه این رابطه
نه دیگه از دست رفته با این حادثه
یه روزی گفتی میرم
پشت سرم و نمیبینم گفتی موندن محال با تو بودن خیال
تو که تنهام گذاشتی رو قلبم پا گذاشتی اما پشته سرت پلی رو برای برگشت نذاشتی به هر در زدم شاید که برگردی اما جوابت این بود فراموشم کن اگه مردی
باشه باشه منم میکشم عقب فقط خواهشم اینه نزار واسم عقب
تشکر نکردی بابت زحماتم به من که میرسیدی میگرفتی ماتم
مگه چی واست کم گذاشتم شاید که فکر میکردی که دوست نداشتم
حالا که همه چی تموم شده فهمیدم که وقتم با تو حروم شده بهت صابت شده عشق این زمونه مفت شده
دیگه دارم میمیرم بیا پیشم عزیزم از تنها بودن تو دنیا من که خیری ندیدم یه روزی گفتی
میرم پشته سرمو نمیبینم گفتی موندن محال با تو بودن خیال تو که تنهام گذاشتی رو قلبم پا گذاشتی
اما پشته سرت پلی روبرابرگشت نذاشتی
مهربان
اي دو چشمت سبزه زاران گريه ات اشك بهاران
ميروم غمگينو نالان بهر من اشكي ميفشان
اي سراپا مهرباني اي نگاهت اسماني
در دل نامهربانم شوق ماندن مينشاني
ترسم اخر در كنارم خسته ازرده گردي
با همه خوبي پاكي در خزان پژمرده گردي
ميروم تا نشنوم اواز باران دو چشمت
ميروم چون ميهراسم شعله اي افسرده گردي
اي كه در خوبي پاكي چل چراغ اسماني
قلب سردم را چه بي حاصل به سويت مي كشاني
عاشقو چشم انتظاري پاكو روشن چون بهاري
هر چه گفتم باورت شد حيف از احساسي كه داري
چشمه اي خشكو سياهم خسته اي گم كرده راهم
بگذر از من چون كه ديگر زشتو سر تا پا گناهم
اي كه در خوبي پاكي چل چراغ اسماني
قلب سردم را چه بي حاصل به سويت مي كشاني
قصهء تلخ مرا كاش از نگاهم خوانده بودي
من گنهكارم تو خوبو مهرباني
مهرباني................
عشق
عشق یعنی،زندگي در يك بهشت
عشق يعني،انتهاي سر نوشت
عشق یعنی،قطره اشك صدف
مستي و رقص سماواتي دف
عشق یعنی،گريه هاي چشم خمار
بوسه هاي مهر بر لب يار
عشق یعنی،شور آتش در نفس
زجه هاي زندگي كنج قفس
عشق یعنی،موج بر درياي مهر
نور لبخند ستاره در سپهر
عشق یعنی،شمع دل افروختن
همچو پروانه در آتش سوختن
عشق یعنی،معرفت يعني شعور
عشق یعنی،اشك خونين در ميان چشم كور
عشق یعنی،علت آوارگي
بي ريا بودن،صفا و سادگي
عشق یعنی،اسب وحشي بي سوار
عشق یعنی،همچو مجنون در گريز از روزگار
عشق یعنی،سينه اي آغوش راز
دوستم نداری میدونم....دوستم نداری اما تو چشمات میخونم که بی قراری خدا کنه که برگردی تو پیشم .بدون تو
ديدي رفت گذاشت به پاي سرنوشت
گفت شايد ببينمت توي بهشت
ديدي بي خبر گذاشت و رفت و سفر
گفت بذار بمونه چشم اون به در
ديدي افتاد اسم من سر زبون
همشون گفتن به اون نامهربون
ديدي كه دعاها مستجاب نشد
آخرم دلش واسم كباب نشد
ديدي لااقل نزد به پنجره
كه بهم خبر بده مي خواد بره
ديدي رفت بدون هيچ سر و صدا
ولي من سپردمش دست خدا
ديدي بي خداحافظي روونه شد
ديدي قولاش و گذاشت تو چمدون
كه ديگه نمونه از اونا نشون
ديدي با دل اين و در ميون نذاشت
رفت و از خاظره ها نشون نذاشت
ديدي آخرش من رو نظر زدن
تو سر اين دل در به در زدن
ديدي آخرش من و تنها گذاشت
تشنه رو تو حسرت دريا گذاشت
يعني رفته اونجا آشيان كنه
يا مي خواسته من رو امتحان كنه
ديدي حتي اون نگفت مي ره كجا
چه بده رسماي روزگار ما
ديدي خواستمش ولي من و نخواست
اينم از بازياي دنياي ماست
حالا چند روزيه كه بدون اون
چشم من خيره شده به آسمون
امون از عاشقياي چنروزه
كه فقط يكي تو شعرش مي سوزه
چه كنم خدا پشيمونش كنه
يا كه مثل من پريشونش كنه
رفت و ديگه نمي ياد به شهر ما
بهتره بسپرمش دست خدا
كاش واسه بيراهه ي دل ، يه جا يه راه چاره بود
الهی نمیری...
یادته برات نوشتم اگه عاشقم نباشی
الهی بمیریاگه دوسم نداشته باشی غیر من کسی رو داشته باشی
الهی بمیری
بعدش برات نوشتم همه رو دروغ نوشتم
خودم بمیرم اگه تو یه روز خواسته باشی که منو دوست نداشته باشی خودم میمیرم برات بمیرم....................برات بمیرم ندیدی قهر خدا رو بدی های روزگاروالهی نمیری...................الهی نمیری
بمونه سایت روی سرم میدونی برات در به درم
الهی نمیری...................الهی نمیری
وقتی تو چشات زل میزنم با غم نگات فال میزنم
وقتی میبینم دوسم داری از ته دلم داد میزنم اگه یه روزی فر شته ها بخوان تورو زود تر ببرن به اونا میگم که از قدیم ماهی رو با تنگش میبرنمائده جونم این مطلب رو واسه چی گفتی؟ من که همین جوریش ......!
بهترین روز..دیدن تو
بهترین روز..دیدن تو
بهترین حرف...گفتن از توست
زندگی هستی و بودن... یعنی خواستن.خواستن تو
بهترین خاطره از تو... یادگاره عمر من تو
دورترین راه واسه من... کمترین فاصله از تو
پرسیدی از عشق اول...فقط از روی بچگی بود
چی بگم از عشق دوم...اون هم از رو سادگی بود
دلم عادت غریبی به هوای عاشقی داشت
عشق سوم اومد از راه...رو هوا زد دلمو برد
عشق بعد از سر لج بود...چند سوایی بودو بس بود
وقتی از سرم به در شد...این دفه صد بلاو شر شد
اما تو .تو اخرینی...عزیزم عزیزترینی
همهء دنیا یک طرف...تو یک طرف که بهترینی
خواستنی ترین وجودی...زندگی بودو نبودی
میمیرم اگر یه روزی...بگی عاشقم نبودی

اروم اروم رفته بودی...تو از دلم کنده بودی
انگار نه انگار که یه روز...تو با دلم مونده بودی
اروم اروم با دلم از تنهایی ها گفته بودم...همون دلی رو که یه روز خودم بهت بسته بودم
دل میگه مهربونی رفیقه هم زبونی...من میگم اخه من چی؟ همش به فکر اونی
دل میگه اروم بگیر به این یکی خو بگیر...من میگم روی خوشتو نشون نده رو بگیر
دل میگه هم نشینه رفیقه دل نشینه...من میگم عادتت شد دشمن خوش نشینه
اروم اروم گریه کردم از بخته بد شکو کردم
از تو پیشه دل تنها بد گفتمو گریه کردم
دل میگه سهم من چی؟مرحمه درد من چی؟رفته بهار.عمر پس ارزوهای من چی؟
من میگم باشه یک بار برای اخرین باراون هم به خاطر تو میبخشمش من این بار
یه شاخه گل خونه بفرست
سبد سبد بوسه بفرست
بگو که بی تو میمیرم
پیغوم بده
نومه بفرست.![]()
![]()
![]()
بزرگترین دروغ:دوست ندارم
سلام کسی که تو دلم درخشید.....من دیگه دوست ندارم ببخشید
بهتره که نپورسی علتش رو....چون که خودت ندادی فرستش رو
فکر کنم این نامهء اخر باشه....فکر کنم این واسهء ما بهتر باشه
کو اون همه شعرهای عاشقونه.....کی بود بهم میگفت سلام بهونه
نه نه صحبت از سلام بهونه ای نیست....پرنده اینجا ولی دونه ای نیست
خواستی فقط صاحب یک قفس شی؟....بری با دیگری هم نفس شی
خواستی بگی میشه تو دام بیوفتم ....بعدش بگی دیدی بهت نگفتم
اون کسی که دم میزد ازحسادت ....دیگه بمیرم نمیاد عیادتمنم میخوام اتمام حجت کنم...خیال هر دومونو راحت کنم
اگه دلت همین حالا بشکنه...بهتر از اوارگیه منه
من کسی رو میخوام که عاشق باشه....اولو اخرش شقایق باشه
من کسی رو میخوام که نیست مثله تو....پشیمونم دوست ندارم برو
پشیمونی گرچه نداره سودی....خوب شد که فهمیدم بدی به زودی
من کسی رو میخوام که کم کم....صدام کنه مثل فرشته هر دم
مثله همون روزای اشنایی...نه مثله حالا نه مثله رهایی
جواب بدی ندی دیگه تمومه...نمیدونم جواب واسه کدومه
شاخه نباتم بشه واسته....دل نمیدم دیگه به این رابطه
نیستی مثه اون روزای طلایی...کی گفته سه تا بخش داره جدایی
جدایی هر غمش هزارتا بخشه...دل میسوزونه مثل اذرخشه
من هر چی دوست دارم تموم شه نامه...دلم میاد بازم میده ادامه
دیگه تموم شد اون همه غمو رنج....وقت قرارو شوقه ساعت پنج
برو برو پیشه هر کسی که دوست داری...حق نداری اسم منم بیاری
بخوای نخوای زود برو به سلامت....خدا کنه بینه ماها قضاوت![]()
![]()
![]()
![]()
به سوی تو، به شوق روی تو
به سوی تو،به شوق روی تو

خصوصیات
قــرمــز:
افرادي که قرمز مي پوشند عاشق زندگي هستن و روحيه اي مبــارزه طلب دارند
ارشیو

خانم ها مثل راديو هستند :
هر چي مي خواهند مي گويند ولي هر چه بگويي نمي شنوند. خانم ها مثل شبکه اينترنت هستند : از هر موضوعي يک فايل اطلاعاتي دارند. خانم هامثل چسب دوقلو هستند : اگر دستشان با گوشي تلفن مخلوط شد, ديگر بايد سيم را بريد. خانم ها مثل موتور گازي هستند : پر سر و صدا , کم سرعت , کم طاقت خانم ها مثل رعد و برق هستند : اول برق چشمهاشون مي رسه , بعد رعد صداشون. خانم ها مثل ليمو شيرين هستند : اول شيرين و بعد تلخ مي شوند. خانم ها مثل موبايل هستند : هر وقت کاري مهم پيش مي آيد در دسترس نيستند. خانم ها مثل گچ هستند : اگر چند دقيقه مدارا کنيد آنچنان سخت مي شوند که هيچ شکلي نمي گيرند. خانم ها مثل کنتو ر برق هستند : هر از چند سالي يکبار سن آنها صفر مي شود. خانم مثل فلزياب هستند : هرگاه از نزديکي طلافروشي رد مي شوند عکس العمل نشان مي دهند. خانم ها خيلي زرنگ هستند : آنقدر جنگيدند تا جايزه صلح را گرفتند.حیچ وقت از دوست داشتن انصراف نده ....حتی اگه کسی بهت دروغ گفت بازم بهش فرصت بده.....عشق رو تجربه کن حتی اگر شکست بخوری...اینو بدون که اگه کسی وارده زندگیت شد و گذاشت رفت نه تنها یه خاطره به جا میزاره میتونه یه تجربه هم به جا بزاره ...پس سعی کن خاطره های خوب و تجربه های مفید رو بخاطر بسپاری
دوست داشته باش تا دوستت داشته باشنددوستي مثل ايستادن روي سيمان خيس هرچي بيشتر بموني رفتنت سختتر مي شه وگر رفتي جاي پاهات براي هميشه مي مونه
مرد = موجودي بيچاره. وقتيکه به دنيا مياد همه حال مامانش رو ميپرسن. وقتيکه ازدواج ميکنه همه ميگن چه عروس خوشگلي. وقتيکه ميميره همه ميگن بيچاره زنش! ببين چقدر......
درعرض يه دقيقه ميشه يك نفرروخردكرد.دريك ساعت ميشه يكي رو دوست داشت.ولي يك عمرطول ميكشه تاكسي روفراموش كرد
من تو دنیا سه تا دوست دارم :اول خورشید .دوم ماه و تو اولی رو واسه روزم میخوام دومی رو واسه شبم میخوام و تورو واسه تک تک لحظه های زندگیم میخوام
نه زبانم براي تعريف تو توانايي دارد نه چشمهايم توان براي ديدنت دارد نه دستهايم براي لمس کردنت تاب دارد نه بازوهايم براي به آغوش کشيدنت دراز ميشود . و نه عمري باقي ميماند تا تو را باز پيدايت کنم ! يک نصيحت : مواظب خودت باش ! يک خواهش : اصلاً عوض نشو ! يک آرزو : فراموشم نکن ! يک دروغ : تو رو دوست ندارم ! يک حقيقت : دلم برايت تنگ شده است
موقعي كه ميخواستمت ميترسيدم نگات كنم , موقعي كه نگات كردم ترسيدم باهات حرف بزنم , موقعي كه باهات حرف زدم ترسيدم نازت كنم , موقعي كه نازت كردم ترسيدم عاشقت بشم , حالا كه عاشقت شدم ميترسم از دستت بدم
پشت سرمن قدم برندار، چون ممكن است راه رو خوبي نباشم، قبل ازمن نيز قدم برندار، ممكن است من پيرو خوبي نباشم ، همراه من قدم بردار و دوست خوبي براي من باشگریه کن عزیزم
گريه کن عزيزم اما نه فقط واسه خودت
واسه اينکه نميشه ديگه بيام تولدت
گريه کن منم دارم مثل تو گريه ميکنم
به خدای آسمونا گلايه ميکنم
گريه کن برای رويايی که قسمت نميشه
يه شبم سر خدا واسه ما خلوت نميشه
گريه کن واسه همه واسه خودت برای من
توی بارونی ترين ثانيه حرفاتو بزن
گريه کن آيينه شه باز ان چشای رونت
واسه موندن لازم فدای گريه کردنت



دلم تنگ شده
mahsa
jooooooooooonam

سلام من از اداره ي گاز مزاحمتون مي شم مي خواستم بدونم اجازه هست از لپتون يه گاز بگيرم؟؟؟؟؟ ![]()
![]()
![]()
![]()
گرچه به ظاهر جسم خسته است ولی دل دریایست تابو توانش بیش از اینهاست دوستت دارم و تابه ان هرچه باشد
that i love you more htan ever که بيش از هميشه عاشق تو هستم
but my feelings have been hu ولي احساساتم جريحه دار شده است
even though i try not to با اينکه نمي خواهم
i know that i am acting مي بينم که نسبت به تو
cold and in different سردو بي تفاوتم
it is at htese times that i find it درست در همين زمانهاست که مي بينم
so hard to express my feelings بيان احساساتم برايم خيلي دشوار است
often what you اغلب کرده تو
have done to to hurt my feeling که احساسات مرا جريحه دار کرده است

is so small بسيار کوچک است
but when you love some one ولي آنگاه که کسي را دوست داري
like i love you وآنسان که من تو را دوست دارم
small things become big thingsهر کاهي کوهي مي شود
and the first thing i think a bout و بيش از هر چيزي اين به ذهنم مي رسد
is that you do not love me که دوستم نداري
please be patient with me خواهش مي کنم با من صبور باش
i am trying to be more horest مي خواهم با احساساتم
with my feeling صادق تو باشم
and i am trying not to be so sensitive و مي کوشم که اينچنين حساس نباشم
but in the mean time ولي با اين همه فکر مي کنم که بايد کاملاً
i tinke you should be very اطمينان داشته باشي
confident that at all time که هميشه
in every way possible از همه راههاي ممکن
I LOVE YOU
غصه من گلایه نیست طعنه به تو نمیزنم طعنه به ماجرا زدم
اونی که مدعی بود عاشقته

بودن

اگه يکي رو خيلي دوست داري ، ولش کن . اگه قسمت بود بر مي گرده ، اگه هم بر نگش از اولش مال تو نبوده
جايي شنيدم زندگي يعني عشق.سهراب گفت يعني عشق به توان ابديت اما من ميگم زندگي يعني عشق با تو.
هنوز اي ياره تنهايم .به ديداره تو ميايم.باز ميايم.اگر كه فرصتي باشد مجال صحبتي باشد.حرف خواهم زد
براي ديدن تو از.حادثه ها گذشته ام.كفر اگر نباشد اين. من از خدا گذشته ام
من از خدا گذشته ام
عذاب اين دريده ها.مرا شكسته بي صدا.دستي بكش به زخم من.كه از شفا گذشته ام
كه از شفا گذشته ام
باورم كن.بارم كن
من كه با تو صادقم. اگه خستم يا شكستم.هرچه هستم عاشقم
هرچه هستم عاشقم
منو بشناسو باور كن!كه خسته ام خيلي خسته ام.اما هستم.تهي ماند و نشد الوده دستم.من به دنيا.دل نبستم
هر چه بلا كشيده ام.من از وفا كشيده ام.كه از وفاداريه اين.اهل وفا گذشته ام
من از وفا گذشته ام
براي ديدن تو از.حادثه ها گذشته ام. كفر اگر نباشد اين.من از خدا گذشته ام.....

رفتی بی بالو بی پر
![]()
عشق است و اتش و خون داغ است و درد دوری کی میتوان نگفتن کی میتوان صبوری
کی میتوان نرفتن گیرم پری نمانده گیرم که سوختیمو خاکستری نمانده
با دوست عشق زیباست با یار بی قراری از دوست درد ماندو با یار یادگاری
گفتی از روزه سفر گفتم از من مگذر /مجنون .لیلا رفتی بی بالو بی پر
ارزو ها
اگه دستم به جدایی برسه اونو از خاطره ها خط میزنم ...... از دل تنگ تموم ادما از شبو روز خدا خط میزنم
اگه دستم برسه به اسمون با ستاره ها قیامت میکنم ......نمیذارم کسی عاشق نباشه ماه رو بینه همه قسمت میکنم
وقتی گاهی منو دل تنها میشیم حرفای نگفتنی رو میشه دید ......میشه توی سکوت بین ما دوتا خیلی از ندیدنی هارو شنید
غصه جدایی ما ادما غصه دوری ماست از خودمون ......دوری منو تو از لحضه عشق غصه
سادگیه گم شدمون
بشکن (م)
زورکی نخند عزیزم میدونم امدی بازی نمیخوام این اخرین بازیه زندگیم ببازی خودتو راحت کنو فکر کن که جبرانه گذشتست
از منم میگذره اما به دلت چاره نسازی
امدی بشکنی بشکن از منه ساده چی مونده قبل تو هرکی بوده تمومه تارو پود سوزونده تو هم از یکی دیگه سوختی میخوای تلافی باشم بیا این تو و دلو باقی احساسی که مونده
دله ما انقده پارست موندنش مرگه دوبارست اسمونه سینه ما خیوقته بی ستارست همینی که باقی مونده واسه دل خوشی تو بشکن تیکه تیکه هامو بوردن اخرینش هم تو بکن
نمیخوام بگذره عمری خسته شی واسه فریبم یغتو نمیگیره حیچ کس اخه من اینجا غریبم بزن و برو عزیزم مثه هر کس که زدو برد طفلی این دل که همیشه به گناه دگرون مرد
نفرتت رو از غریبه سره یک غریب خراب کن خندی کوتاهمم رو بیا گریه کن غزا کن مهمم نیست که چه جرمی یا گناهی این سزاشه باقیه دلم یه مشت خاک همینم میخوام نباشه
اقده های یک شکستو خالی کن سره دل من دیگه متروک مونده و سرد خاک پیره ساحل من از نگاهات خوب میفهمم که تو فکرت یه فریبه بازی بسه پاشو بشکن من غریبو تو غریبه
دله ما انقده پارست موندنش مرگه دوبارست اسمونه سینه ما خیوقته بی ستارست همینی که باقی مونده واسه دل خوشی تو بشکن تیکه تیکه هامو بوردن اخرینش هم تو بکن

چطو دلت امد
چرا از من گذشتی خیلی ساده تو که دونستی مرده پیاده جونیشو پی عشقه تو داده
شنیدم گفتی از عاشقی سیرم نگفتی با خودت یه وقت بمیرم حالا حق دلو از کی بگیرم
چرا از من گذشتی بی تفاوت نه انگار عشقی بود نه روزگاری نه پائییز و زمستون نه بهاری چطو دلت امد تنهام بذاری
تو که رفتی چرا پیغوم میدادی فلانی رو بگین یه روزه سردی کناره نیمکت باغچه همون جا یه روزی عا شقانه بر میگردی .......میدونم عاشقانه بر میگردی ![]()
![]()
![]()
![]()

بی تو به سر نمیشود
بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی شود
داغ تو دارد اين دلم جای دگر نمی شود
دلم اگر به دست تو به نیزه ای نشان شود
برای زخم نیزه ات سینه سپر نمی شود
صبوری و تحمل ات همیشه پشت شیشه ها
پنجره جز به بغض تو ابری و تر نمی شود
بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی شود
داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی شود
به فکر سر سپردن ام به اعتماد شانه ات
گریه یی بخشایش من که بی ثمر نمی شود
همیشگی ترین من لاله ی نازنین من
بیا که جز به رنگ تو دگر سحر نمی شود
بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی شود
داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی شود
درد دل
اگه دستم به جدایی برسه اونو از خاطره ها خط میزنم ...... از دل تنگ تموم ادما از شبو روز خدا خط میزنم
اگه دستم برسه به اسمون با ستاره ها قیامت میکنم ......نمیذارم کسی عاشق نباشه ماه رو بینه همه قسمت میکنم
وقتی گاهی منو دل تنها میشیم حرفای نگفتنی رو میشه دید ......میشه توی سکوت بین ما دوتا خیلی از ندیدنی هارو شنید
غصه جدایی ما ادما غصه دوری ماست از خودمون ......دوری منو تو از لحضه عشق غصه سادگیه گم شدمون

![]()
![]()
![]()
![]()
عشق يعني خاطرات بي غبار
دفتري از شعر و از عطر بهار
عشق يعني يك تمنا , يك نياز
زمزمه از عاشقي با سوز و ساز
عشق يعني چشم خيس مست او
زير باران دست تو در دست او
عشق يعني ماتهب از يك نگاه
غرق در گلبوسه تا وقت پگاه
عشق يعني عطر خجلت ....شور عشق
گرمي دست تو در آغوش عشق
عشق يعني "بي تو هرگز ...پس بمان "
تا سحر از عاشقي با او بخوان
عشق يعني هر چه داري نيم كن
از برايش قلب خود تقديم كن
مائده جونم
خواهم يك بوسه از لعل لبش وام عشق واميسـت بي تاوان

نگاهت را که دريغ کردی از من،
قافيه بی نفس شد؛
«من که ازنگاه تو الهام می گیرم
چگونه بنویسم وقتی چشمانت را برای همیشه به رویم بستی؟
چگونه بنویسم وقتی دلت را از هر چه«من» بود خالی کردی؟»
حتی وقتی قلبت را سنگی دانستم
غربت و تنهایی تنم پر بود از بوی آغوشت
بودنم را تحمّل نمی توانستم بی تو
امّا دلم می خواست به « دوستت دارم » هایت بخندم،
بخندم،
بخندم؛
آن قدر که بگویی :
« چقدر زود عوض شدی دختر!
داری شبیه « او» می شوی،
چقدر عوضی شده ای دختر!!»
می خواستم نباشم آنچه هستم ،
دلم می خواست بازی ام بگیرد با تو
آن قدر که به هجو بیفتم
آن قدر که حالت را به هم بزنم
می خواستم به زور در کثافت غوطه بخورم
آن قدر که به خودم نسازم و خودم را بالا بیاورم
دلم می خواست دور شوم از تو
آن قدر دور که فاصله را تاب نیاورم ...
امروز...
قصه ما همان قصه است؛
عشق همان عشق؛
ولی نه تو آنی که بودی
و نه من...
بتی که می پرستیدمش شکست؛
عشقم از نفس افتاد؛
خدایم متولد گشت؛
و قیامتی برپا کرد که عشقم دوباره جانی گرفت ابدی.
گذشته ...
گم شد،
محو شد،
حل شد شاید در آینده ی من و تو...
و فردا ...
تنها تویی که می مانی؛
من شاید اولین بنده ای باشم که خدایم را امتحان کردم
و آموختم
خدایان هم به بیراهه می روند،
خدایان هم به راحتی بنده شان را انکار می کنند،
خدایان هم توبه می کنند وباید بخشوده شوند...
من شاید اولین بنده ای باشم که خدایم را خلق کردم.
تو را خلق کردم
تا بمیرانی عطش خواستنت را؛
خلقت کردم
تا بيافرينی من را از من؛
خلقت کردم تا
«آدم» باشی برایم؛
خلقت کردم تا خدایی ام را کنی...
سند درک را هم زدم به نام تمام آدم بدهای قصه
و خدایی که ندارند
که تا ابد خوش باشند با عشق های خیالیشان
و طول و عرض عشّاقشان را با ابعاد خود بسنجند
و خودشان را به حراج بگذارند
که «هر چه سینه چاک تر، بهتر...»
همه شان را سپردم به « یکی بود» ها و« یکی نبود»ها؛
هر چه خشم و نفرت و ناراحتی داشتم را هم
در بقچه پیچیدم و
گذاشتم برای روز مبادایی که قرار است هیچ گاه از راه نرسد...
حالا که دارم می نویسم برایت
نه هراسی هست، نه دلتنگی
و نه ملال از دوری شما،
حالا که دارم مینویسم برایت
برگشته ای که تنها من باشم و تو
بی خیال رهگذران چند روزه ای که می آیند، می روند.
برگشته ای که مرد من باشی
که برای باورش لحظه لحظه ی بودنت را محتاجم.
هنوز هم
چشمانم، نگاهت را؛
نگاهت، لبانم را؛
و لبانم، لبانت را نشانه میرود
در طلب یک بوسه ...
هنوز هم زیباست انتظار آغوشت را کشیدن
حتّی زیباتر از گذشته ...
نگذار؛
نه سیاهی،
نه سکوت،
نه دیوار و نه سیم خاردار
و نه حتّی من،
لبخندت را از من بگیرد.
بگذارشیرینی لبخندت
تلخی گذشته را بیرنگ کند...
هر جا که هستی باش؛
با من باش؛
برای من باش؛
تا همیشه
Hayez_Black.jpg)
الهي به مستان جام شهود.به عقل آفرينان بزم وجود
به آنان که بي باده مست آمدند.ننوشيده مي مي پرست آمدند
دلم مجمرآتش تورکن. گِلم ساغرآب انگورکن
به ساغرکشان شراب اَزل به مي خوارگان مي لَم يَزَل
به عشقي که شد از اَزل آشکار. به حُسني که شد عشق راپرده دار
دلم مجمرآتش تورکن. گِلم ساغرآب انگورکن
دراين حال مستي صفاکرده ام. تورااي خدامن صدا کرده ام
ازاين روزگاري که من ديدم. چه شبها خداياخداکردم
نهادم سرسجده برخاکت. به درگاهت امشب دعاکردم
شرارعمرفاني من .طلوع جاودان تويي تو
نشان ناتواني من .توان بي نشان تويي تو
تو شور عشقم داده اي. مرا تو رسوا کرده اي
به کوي امن دل مرا.تومَست وشيداکرده اي
کجاروم که چاره ساز اي خدا تويي
نيازهرچه بي نياز اي خداتويي

![]()
![]()
![]()

بوس بوس
عهد كردم كه ترا عاشق و ديوانه شوم
در حريق غم شبهاي تو پروانه شوم
ابر غمبار افق هاي نگاهت باشم
چشم بيمار تو را مونس و همخانه شوم
در زلال نگهت حسرت آهي باشم
بر لب ساحل چشمان تو دردانه شوم
چون درخت كهني بر سر من سايه كني
شاخه دست ترا خواهش يك لانه شوم
من سه تاري شوم و بر لب من قصه تو
سخن از خنجر و دل گويم و افسانه شوم for ما ئده جون![]()
![]()