تبليغاتX
عاقلانه انتخاب کن
عاشقانه زندگی

قدرمو میدونی یه روز...

Image hosting by TinyPic

یه روزی قدرمو میدونی که دیره

 روزی که کسی سراغت نمیگیره

 یه روزی میدونی من کیو چی بودم

 روزی که از نبودنم غصت میگیره

 باشه خوبم از کنارت ساده میرم

 با وجود اینکه میدونم میمیرم

به خدا قدرمو میدونی یه روزی

 روزی که از تو جدا میشه مسیرم

 یه روزی قدرمو میدونی که دیره

اسم من از توی لحظه هات نمیره

دیگه نیستم اون شبای پر ستاره

 وقتی که دلت بهونمو میگیره

 اما اون روزو خدا کنه نباشم

 نشنوم از رفتن من غصه داری

 من میبینم اون شبایی رو که دیگه

 واسه گریه شونه هامو کم میاری

قدرمو میدونی یه روز

 یادم میوفتی شبو روز

 صدام تو گوشت میپیچه

 مثل یه اه سینه سوز

 حسرت یک لحظه نگام

 دلتنگ میشی بد جور برام

 اون روزا دور نیست به خدا

حتی به خوابت نمیام

لينك ثابت| نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم دی 1385ساعت 1:56 توسط حسام |

ارشیو.....

Newly uploaded tinypic picture

۷۴)نمي نويسم ..... چون مي دانم هيچ گاه نوشته هايم را نمي خواني! حرف نمي زنم .... چون مي دانم هيچ گاه حرف هايم را نمي فهمي! نگاهت نمي کنم ...... چون تو اصلاً نگاهم را نمي بيني! صدايت نمي زنم ..... زيرا اشک هاي من براي تو بي فايده است! فقط مي خندم ...... چون تو در هر صورت مي گويي من ديوانه ام

 Newly uploaded tinypic picture

۷۵)اين آخرين تلاشمه واسه بدست آوردنت باور کن اين قلب و نرو اين التماس آخره چقدر مي خواي تو بشکني غرور اين شکسته رو هر چي ميخواي بگي بگوووووو اما بهم نگو برووو اين دل و عاشقش نکن اگه منو دوست نداري راحت بگو اگه مي خواي قلبه منو جا بذاري دلم پر از شکايته اما صدام در نمياد مي ترسم از دست بري کاري ازم بر نمياد

Newly uploaded tinypic picture

۷۶)سازنده‌ترين كلمه گذشت است ... آن را تمرين كن پرمعني‌ترين كلمه ما است ... آن را به كار ببر عميق‌ترين كلمه عشق است ... به آن ارج بنه. بي رحم‌ترين كلمه تنفر است ... از بين ببرش. سركش‌ترين كلمه حسد است ... با آن بازي نكن. خودخواهانه‌ترين كلمه من است... از آن حذر كن

 Newly uploaded tinypic picture

۷۷)سال ها مي گذرد و من از پنجره بيداري کوچه ياد تو را مي نگرم مي پويم و چنان آرامم که کسي فکر نکرد زير خاکستر آرامش من چه هياهويي هست ... عاشقي هم دردي است !!! و من از لحظه ديدار تو ميدانستم که به اين درد شبي خواهم مرد ...

Newly uploaded tinypic picture

۷۸)آسمان آبستن می خندید در هیا هوی زمان واژه ها می رقصیدند در پایان یک شب بلند باد آن شب می خوابید در آغوش کوچه ای بن بست روح شعری برهنه نطفه می بشت در بطن شاعر شب ستاره ها بیدار آسمان آبستن بود فریادی ز درد متولد می کرد او شاعر شب بود شاهد زاییدن نطفه حرامی از شعر واژه های باران پر می پراند بال زشاخسار مصرع مصرع غزلی طویل واژهای شعر ،شاعر شب ،مادر نداشت

 Newly uploaded tinypic picture

۷۹)ان کس که مي گفت دوستم دارد عاشقي نبود که به شوق من امده باشد رهگذري بود که روي برگهاي خشک پاييزي راه مي رفت صداي خش خش برگها همان اوازي بود که من گمان مي کردم ميگويد: دوستت دارم

 Newly uploaded tinypic picture

۸۰)قطره‌ دلش‌ دريا مي‌خواست. خيلي‌ وقت‌ بود كه‌ به‌ خدا گفته‌ بود. هر بار خدا مي‌گفت: از قطره‌ تا دريا راهي‌ست‌ طولاني. راهي‌ از رنج‌ و عشق‌ و صبوري. هر قطره‌ را لياقت‌ دريا نيست. قطره‌ عبور كرد و گذشت. قطره‌ پشت‌ سر گذاشت. قطره‌ ايستاد و منجمد شد. قطره‌ روان‌ شد و راه‌ افتاد. قطره‌ از دست‌ داد و به‌ آسمان‌ رفت. و هر بار چيزي‌ از رنج‌ و عشق‌ و صبوري‌ آموخت

Newly uploaded tinypic picture

۸۱)تا روزي‌ كه‌ خدا گفت: امروز روز توست. روز دريا شدن. خدا قطره‌ را به‌ دريا رساند. قطره‌ طعم‌ دريا را چشيد. طعم‌ دريا شدن‌ را. اما... روزي‌ قطره‌ به‌ خدا گفت: از دريا بزرگتر، آري‌ از دريا بزرگتر هم‌ هست؟ خدا گفت: هست. قطره‌ گفت: پس‌ من‌ آن‌ را مي‌خواهم. بزرگترين‌ را. بي‌نهايت‌ را.

 Newly uploaded tinypic pictureNewly uploaded tinypic picture

۸۲)خدا قطره‌ را برداشت‌ و در قلب‌ آدم‌ گذاشت‌ و گفت: اينجا بي‌نهايت‌ است. آدم‌ عاشق‌ بود. دنبال‌ كلمه‌اي‌ مي‌گشت‌ تا عشق‌ را توي‌ آن‌ بريزد. اما هيچ‌ كلمه‌اي‌ توان‌ سنگيني‌ عشق‌ را نداشت. آدم‌ همه‌ عشقش‌ را توي‌ يك‌ قطره‌ ريخت. قطره‌ از قلب‌ عاشق‌ عبور كرد. و وقتي‌ كه‌ قطره‌ از چشم‌ عاشق‌ چكيد، خدا گفت: حالا تو بي‌نهايتي، چون كه‌ عكس‌ من‌ در اشك‌ عاشق‌ است

 Newly uploaded tinypic picture

۸۳)آنقدر از زندگی دلسرد و دلگیرم که روز مرگ خود را جشن می گیرم

 Newly uploaded tinypic picture

۸۴)سفيد= ساکت ؛ آبي= گوشه گير ؛ سبز= جذاب ؛ ارغواني=زيبا ؛ قرمز = هوت . همون آتشي ؛ صورتي= دوست داشتني ؛ نارنجي =باهوش ؛ مشکي= مشکوک ؛ خاکستري= پر حرف. قهوهاي=منفور .سرمه اي=مغرور

Newly uploaded tinypic picture

۸۵)خنده ات رو به همه بده، ولي لبخندت را به يه نفر، عشقت را به همه بده،ولي وجودت را به يه نفر، بذار همه عاشقت باشن، ولي خودت عاشق يه نفر باش

 Newly uploaded tinypic picture

۸۶)پاییز با تو از راه رسید ... و پرنده های غریب آرزوهایمان چه آزادانه پر گشودند به سوی دستانت چه غریب در پشت پنجره های غربت صدایمان را به آسمان فرستادیم تا از فرشته ها ارمغان پاییز را بگیریم ... و چه زیبا بود لحظه هایی که نگاهمان تلاقی عشق دو کبوتر را به یاد می آورد... تو با برگها به زمین آمدی و با نسیم صبحگاهان از خاطره ها زدوده شدی ... و فقط در یاد و خاطره دو نرگس عاشق ثابت ماندی.... تو را دوست میدارم و تنها تو را چرا که هنوز به یاد تلاقی نگاه خسته ام بر چشمان پر

Newly uploaded tinypic picture

۸۷)اگر سهم من از اين همه ستاره فقط سوسوي غريبي است، غمي نيست. همين انتظار رسيدن شب برايم كافيست

 Newly uploaded tinypic picture

۸۹)اگر بهترين دوستم نيستي لااقل بهترين دشمنم باش اگر غمخوارم نيستي لااقل بزرگترين غمم باش، هر چه هستي هميشه بهترين باش چون بهترين ها هميشه در ياد خواهند ماند پس در بدترين خاطره هايم بهترين باش

Newly uploaded tinypic picture     

لينك ثابت| نوشته شده در چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 3:0 توسط حسام |

شاید یه فرصت دیگه...

Image hosting by TinyPic

شاید یه فرصت دیگه

پیش خودم دل بستمو بهش نگفتم حرفمو

 حتی نگاه عاشقش باز نشکست طلسممو

 خواستم بگم هرچی که هست مهر سکوتم نشکست

 بغضی گلومو باز گرفت من کم شدم اون ننشست

راستش زبونم بند اومد بختک رو واژه سایه کرد

 رفتو خلاء منو گرفت من موندمو سکوت درد

هرچی تو فکرم بود نبود خالی شدم از کلمه

خواستم که راحتم کنه خسته شدم یه عالمه

شاید یه لحظه ای دیگه فرصت عاشقی بشه

 دوباره یک شانس دیگه شانس شقایقی باشه

شاید یه جایی فرصتی لحظه مجالمون بده

گفتنی رو باید بگم گریه اگه امون بده

لينك ثابت| نوشته شده در سه شنبه نوزدهم دی 1385ساعت 3:36 توسط حسام |

شکایت...

Image hosting by TinyPic

شکایت

این روزا که شهر عشق خالی ترین شهر خداس

خنجر نامردی حتی تو دست سایه هاس

وقتی که عاطفه رو میشه به اسونی خرید

معنی کلام عشق, خالی تر از باد هواس

*********

اما من که اخرین عاشق دنیام

ماهی مونده به خاک واهل دریام

از همه دنیا برام یه چشمه مونده

چشمه ای به قیمت همه نفس هام

*********

از همینه که همه عمر مو مدیون توام

تویی که عزیزتر عمر دوباره ای برام

بی نیازی به تن قلندرم تنها لباسه

اما دستام به ضریح تو دخیل التماسه

*********

خسته و زخمی دست ادمکهای بدم

پشت پا به رسم بی بنیاد این دنیا زدم

من برای گم شدن از خود وغرق تو شدن

راه دور عشقمو پیمودم این جا اومدم

لينك ثابت| نوشته شده در سه شنبه نوزدهم دی 1385ساعت 3:31 توسط حسام |

یادمه... نامه.

یادمه اولین روز گونه هامو تر کردید وقتی دیدید دیوونم حرفامو باور کردید خیالتون راحت شد که بی شما میمیرم محبت رو از اون وقت کمتر و کمتر کردید گفته بودید با من حتی اگه نباشم کلاغ خبر میاورد شبو با کی سر کردید شما دوسم نداشتی از چشماتون میبارید نمیدونم شعرامو واسه چی از بر کردید از هرجا میگذشتید گل به پاتون میریختم شما به جاش تو قلبم هرازتا خنجر کردید عزیز بودید فراوون زجرم دادید چه اسون وجودتونو با زجر واسم عزیزتر کردید به یادتون نمونده تو اون غروب پاییز پیش هزار تا شاهد دستم انگوشتر کردید چه روزایی که شونم پناه اشکاتون شد رو زانو های خستم خستگی رو در کردید انگار خوشی نمیخواست من مزشو بفهمم یه روز که گل میدادم نداده پر پر کردید چیزی نبود تا اون روز اروم بودیمو خوشبخت تمام این کارا رو اون روز اخر کردید پس نذرامون چی میشه حتما به بادتون نیست واسه زریه اقا نذر کبوتر کردیم حق با شماست من کجا شما کجا و تقدیر... میوۀ خوشبختی رو همیشه نوبر کردید من که چیزی نگفتم که دلتون گرفته این اولین باره که شما باهام قهر کردید همون کلاغه میگفت یه جا شما رو دیده انگوشترو تو دست یه کس بهتر کردید من که پسش ندادم........گفتم دیگه درست نیست شما مارو پرت کردید یه چیزی مینویسم خدا منو ببخشه

 اگه یه وقت بهم خورد منتظرم برگردی ...

Image hosting by TinyPic

لينك ثابت| نوشته شده در یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت 1:9 توسط حسام |

چاره ای ندارم....

 

Image hosting by TinyPic

چاره ای ندارم

میدونم برات عجیبه این همه اسرار و خواهش

این همه خواستن دستا بدونه حتی نوازش

میدونم که خنده داره واسه تو گریۀ دردم

میگذری از منو میری اما باز من برمیگردم

میدونم برات عجیبه من با اون همه غرورم

پیش همۀ بدیها چه جوری بازم صبورم

میدونم واست سواله که چرا پیشت حقیرم

دور میشی منو نبینی باز سراغتو میگیرم

میدونی چرا همیشه من بدهکار تو میشم وقتی نیستی هم یه جوری با خیالت رازی میشم

میدونی واسه چی از تو بد میبینمو میخندم تو نبین گریه هامو هر دوچشمامو میبندم

چاره ای جز این ندارم اخه خون شدی تو رگهام

میمیرم اگه نباشی بی تو من بد جوری تنهام

میدونم یه روزی میفهمی روزی که دنیا رو گشتی

من چه جوری تورو خواستم تو چه جور ازم گذشتی

 

لينك ثابت| نوشته شده در یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت 1:6 توسط حسام |

عشق یعنی...

Image hosting by TinyPic 

عشق یعنی با تو خواندن از جنون

عشق یعنی سوختن ها از دروون

عشق یعنی از سوختن تا ساختن

عشق یعنی عقل و دین را باختن

عشق یعنی دل تراشیدن ز گل

عشق یعنی گم شدن در باغ دل

عشق یعنی تو ملامت کن مرا

عشق یعنی میستایم من تورا

عشق یعنی در پی تو در به در

عشق یعنی یک بیابان درد سر

عشق یعنی با تو آغاز سفر

عشق یعنی قلبی آماج خطر

عشق یعنی تو بران از خود مرا

عشق یعنی باز می خوانم تو را

عشق یعنی بگذری از آبرو

عشق یعنی کلبه های آرزو

عشق یعنی با تو گشتن هم کلام

عشق یعنی انتظار یک سلام

عشق یعنی دستهایی رو به دوست

عشق یعنی مرگ در راهت نکوست

عشق یعنی شاخه های گل در سبد

عشق یعنی دل سپردن تا ابد

عشق یعنی سرو هایی سر بلند

عشق یعنی خار ها هم گل کنند

عشق یعنی تو بسوزانی مرا

عشق یعنی سایه بان من تو را

عشق یعنی بشکنی قلب مرا

عشق یعنی می پرستم من تو را

عشق یعنی ان نخستین حرف ها

عشق یعنی در میان برف ها

عشق یعنی یاد ان روز نخست

عشق یعنی هر چه در ان یاد توست

عشق یعنی تک درختی در کویر

عشق یعنی عاشقانی سر به زیر

عشق یعنی بگذری از هفت خان

عشق یعنی آرش و تیرو کمان ...

Image hosting by TinyPic

لينك ثابت| نوشته شده در سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 0:8 توسط حسام |

love...

Image hosting by TinyPic

لينك ثابت| نوشته شده در یکشنبه سوم دی 1385ساعت 1:10 توسط حسام |

تقدیر.....

Image hosting by TinyPic

ساعتو نگاه نکن لحظه هارو نشمور

به خودت دروغ نگو از چی میکنی فرار

دل تو اسیر شده سهم تو کویر شده

واسۀ جدا شدن حالا خیلی دیر شده

شاید این تقدیر من بود که همیشه با تو باشم

میدونم تقصیر من بود نمیخواستم که جدا شم

عشق نگه داری میخواد

شبا بیداری میخواد

Image hosting by TinyPic

وقتی دلتنگه دل یار از تو دلداری میخواد

از جدایی حرف نزن حرفی از رفتن نزن

اتش از روی حوس تو به این قلبم نزن

حتی فکرشم نکن که دیگه کار خداست

ما کی هستی که بگیم که اشتباست

عشق مثه نفس میمونه واسمون اگه ساده بگیریش عمرش فناست

Image hosting by TinyPic

لينك ثابت| نوشته شده در یکشنبه سوم دی 1385ساعت 1:4 توسط حسام |

onLoad and onUnload Example

onUnload="window.alert(مهربون بازم بیا!');"> onUnload="window.alert(مهربون بازم بیا!');"> onUnload="window.alert(مهربون بازم بیا!');">

JavaScript Codes

JavaScript Codes //Modified by CoffeeCup Software //This code is Copyright (c) 1997 CoffeeCup Software //all rights reserved. License is granted to a single user to //reuse this code on a personal or business Web Site. --> JavaScript Codes