شادی حرومه...
رفتم و تنهات میزارم با یه دنیا گله
واسه دست کشیدن از عشقت چاره شد فاصله
روزی که چشماتو دیدم چشم از همه بریدم
اما دریغ از عشق تو
دیگه تمومه
شادی حرومه
به قلب خستم زدی نشونه
جونم
دیگه نمیخوام
دله دیوونه
از خاطراتم چیزی بمونه
جونم
ای وای از اون همه احساس شد پر پره نگاه تو
حیف از دلی که با جونم میرفت به راه تو
حالا که دست دله سنگت
رو شد واسه دل خستم
میخوام بدونی چشمامو روی تو بستم
رفتی و قلب تو تنهاست بین این همه سیاهی
حالا ببین بدونه من چه سخته بی پناهی
روزی که دل کندی از من
گفتی اسونه رفتن
اما دریغ از عشق من
دیگه ندارم عشقت به سینه
رو قلبه زخمیم نشسته کینه
ای وای
دیگه نمیخوام بمونه یادم عشق سیاهت داده به بادم
ای وای