دیوونه...

دنیای من چشمای من ای عمر من این دل من میسوزه
گریه نکن دروغ میگی میدونم این چند روزه تو هم مثه همه میری و منو تنها میزاریعاشق نبودی میدونم عشقتو هر جا میزاری
برو برو هرجا بگو که یار من دیوونه بود
عاشق نبودی میدونم بودنه من بهونه بود
اما بازم این دل من عاشقشه اونو میخواد
میمیرم از جای خالیش اگه بره دیگه نیاد
برو برو هرجا بگو که یار من دیوونه بود عاشق نبودی میدونمبودنه من بهونه بود

منورها کن از این فکر تنهایی...

منو انتظار و کابوس تنهایی
منو حس اینکه هر لحظه اینجاییدارم اینه ها روگم کم کم
تو رو هر طرف رو میکنم میبینمنگو از تو چشمام چیزی نمیخونی
تو که لحظه لحظه حالم رو میدونی اگه این بهارم بر نگردی خونه دیگه چیزی از من یادت نمیمونه منورها کن از این فکر تنهایی تو نرفتی نه تو هنوزم اینجایی دارم از خودم با فکر تو رد میشم دارم عاشقی رو با تو بلد میشمنگو از تو چشمام چیزی نمیخونی
تو که لحظه لحظه حالم رو میدونی اگر این بهارم بر نگردی خونهدیگه چیزی از من یادت نمیمونه
منورها کن از این فکر تنهایی نه تو نرفتی تو هنوزم اینجایی
بگذر ز من ای اشنا چون از تو من دیگر گذشتم...

بگذر ز من ای اشنا چون از تو من دیگر گذشتم
دیگر تو هم بیگانه شو چون دیگران با سر گذشتممیخواهم عشقت در دل بمیرد
میخوانم تا دیگر در سر یادت پایان گیردبگذر ز من ای اشنا چون از تو من دیگر گذشتم
هر عشقی میمیرد خاموشی می گیرد
عشق تو نمی میرد
باور کن بعد از تو دیگری در قلبم جایت را نمی گیرد